تبليغاتX
مسیا
مسيا،مشياح،Messiah نام آخرین پیامبر خداوند،حضرت محمد(ص) است

خوشابحال مسکینان در روح
زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است
خوشابحال ماتمیان
زیرا ایشان تسلی خواهند یافت
خوشابحال حلیمان
زیرا ایشان وارثان زمین خواهند شد
خوشابحال گرسنگان و تشنگان عدالت
زیرا ایشان سیراب خواهند شد
خوشابحال رحم کنندگان
زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد
خوشابحال پاکدلان
زیرا ایشان خدای را خواهند دید
خوشابحال زحمت کشان برای عدالت
زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است ...

عیسی مسیح (ع)

+ نوشته شده     توسط مسیا 

احتمالا این سوال کابوس شبانه مدیران سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سوال که آیا آب رفته به جوی بازخواهد گشت؟ آیا می توانند آبرو و اعتمادی که طی 30 گذشته با فراز و نشیب های فراوان به دست آورده اند و خود در این چند ماه اخیر بر آن چوب حراج زده اند را به سازمان عریض و طویلشان برگردانند؟. البته در میان احتمالات گوناگون این احتمال را هم نباید نادیده گرفت که شاید مدیران این سازمان هنوز هم در توهم اقبال 80-90% مخطبان از این برنامه و آن فیلم و آن سریال پرطرفدارشان هستند و شاید اصلا هم ادعا کنند نه تنها طی چند ماه اخیر مردم از این رسانه روی گردان نشدند بلکه آمار و ارقام ها! نشان می دهد که مردم روز به روز اعتمادشان نسبت به این رسانه دولتی بیشتر شده است. در این میان جای بررسی دارد که آیا یک رسانه می تواند آبرو و اعتماد از دست رفته خود را بازیابد و اصلا این فرایند اعتماد سازی در صورت امکان با چه ابزارهایی قابل اجرا است.

این فرض که صدا و سیمایی ها از رویگردانی مردم نسبت به خودشان غافل هستند فرض غلطی است؛ دلیل رد آن هم تغییرات گسترده شکلی در ظاهر برنامه هاست. اگر به روند تغییرات یکی دو ماه اخیر در شکل ظاهری بخش های خبری صدا و سیما دقت کرده باشیم تنها گوشه ای از  تغییرات وسیع این سازمان در ارائه پیام هایش به مخاطبان را ملاحظه می کنیم. ابداع فونت جدید به شیوه شبکه (BBC Persian) ، تغییر حالات گوینده در زمان ارائه خبر، بازی با رنگ های جذب کننده مخاطب از جمله رنگ آبی (در بخش خبری 21 شبکه یک) به خاطر آرامش بخشی و آماده کردن فضا برای قبول آسان تر پیامها  و رنگ سبز (در بخش خبری 14 شبکه یک) که به نظر بی ارتباط با جریانات اخیر حول جنبش سبزها و لوث کردن پیام این رنگ میان مخاطبانش نیست ، لحن صمیمانه تر مجریان اخبار برای نزدیکی بیشتر با مخاطبان، حرکات پر شور مجریان خبر و بازی با دوربین در بخش خبری 20 شبکه خبر (به شیوه برنامه نوبت شما BBC Persian) و ده ها تغییر آشکار و نهان دیگر برای انتقال راحت تر پیام ها به صورت غیر مستقیم به بینندگان و شنوندگان تعبیه شده است؛ تغییراتی که نشان از فهم مدیران این سازمان بر از دست رفتن مخطبانش و دست و پا زدنهای ناشیانه شان برای نگه داشتن همان مخاطبان به نسبت اندکش دارد. تغییراتی که در بالا ذکر شد تنها تغییرات در بخش های خبری این سازمان بود، افزایش پخش سریال های روزانه و سرگرم کننده به طوری که در حال حاظر نزدیک به 3 سریال با درجه بالای جذب مخاطب از شبکه های مختلف سیما در حال پخش است (دلنوازان، شمس العماره، مسافران)، پخش مجدد برنامه های طنز نود شبی سابق (زندگی به شرط خنده) و به خصوص پخش سریال های خارجی پرطرفدار قدیمی -مانند «پوآرو» و «ناوارو» در بخش شامگاهی شبکه یک- برای یادآوری خاطرات نوستالژیک مردم از آن سریال ها و روزهای پخش آن از اقدامات دیگر رسانه دولتی در سعی بر نگه داشتن مخاطبان خود دارد.

نکته ای که در اینجا مطرح می شود این است که آیا اقبال مردم به فیلم و سریال هایی که این روزها از صدا و سیما پخش می شود نشان از آشتی مردم با این رسانه دارد یا این اقبال ناشی از عوامل دیگری است؟
اقبال مردم به سریال و فیلم های پخش شده در صدا و سیما ناشی از آشتی آنها با رسانه دولتی نیست، شاید اگر کمی شدت پارازیت ها کمتر بود و مردم فرصت دیدن برنامه های ماهواره های فارسی زبان -به خصوص که تدارکات وسیعی برای جذب مخاطبان ایرانی در رسانه های فارسی زبان ماهواره ای انجام می گیرد و بعد از انتخابات و وقایع پس از آن این تلاش ها بیشتر شده- را داشتند، امکان این فراهم می شد که مطمئن تر در مورد این آشتی ملی و میزان اقبال مردم به برنامه های صدا و سیما صحبت کرد. همچنین نباید این نکته مهم را از نظر دور داشت که نگاه مردم به برنامه های سرگرم کننده با نگاه مردم به برنامه های خبری متفاوت است. مخاطبان می توانند برای خستگی در کردن و فارغ شدن از کار روزانه برنامه های سرگرمی رسانه دولتی را تماشا کنند اما این نگاه کردن نشان از اعتماد و قبول داشتن آن رسانه نیست کما اینکه مخاطب یک رسانه همانطور که می تواند از برنامه های سرگرمی آن استفاده کند همانطور هم می تواند در موقع پخش خبر از همان رسانه نسبت به آن بی تفاوت یا بی اعتماد باشند یا حتی یک کار ساده تر... کنترل تلویزیون را بردارد و آن را خاموش کند.

سوالی که در آخر باید به آن جواب داد این است که آیا یک رسانه می تواند با تغییرات ظاهری در ارائه پیام ها و افزایش برنامه های مخاطب پسندش تغییر و ترمیمی در ذهن مخاطبان نسبت به خود ایجاد کند یا نه؟
طبق تعریف "آلپورت" نگرش «عبارت است از آمادگی ذهنی و عصبی که با تجربه سازمان می یابد و بر واکنش های فرد در برابر تمامی اشیاء و شرایط و اوضاعی که بدان مرتبط می شوند، تاثیری هدایت بخش و پویا بر جای می گذارد.» (ساروخانی، 1370 : 47)
با توجه به تعریف بالا ناگزیر به این نتیجه می رسیم که مخاطبان رسانه دولتی با توجه به تجربه و ذهنیتی که از آن دارند واکنش های منفی نسبت به آن نشان خواهند داد؛ این تجربه و نگرش به دست آمده نه تنها با تغییرات صرف ظاهری بلکه با تغییر محتوای اساسی هم به سختی ترمیم پذیر است؛ حتی اگر دست اندکاران صدا و سیمای جهموری اسلامی تصمیم بگیرند دست از رسانه دولتی بودن بردارند و به یک رسانه ملی تبدیل شوند!
مَثل این اتفاق مثل چینی شکسته شده ایست که هر چقدر هم که سعی کنند قطعات آن را با چسب به هم بچسبانند، باز هم آن چینی یک چینی شکسته شده لقب می گیرد.
به عبارت دیگر آب رفته به جوی باز نخواهد گشت...

* "امیرعلی تفرشی" دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی

------------------------------------------
مطلب منتشر شد: خبرگزاری آینده

+ نوشته شده     توسط مسیا  | 


پروردگارا ،خداي ما!
نام قدوس تو خجسته باد!
ملكوت تو بپايد در ما
مشيت تو نافذ باد
و اراده تو انجام باد
ببخش براي ما گناهان مارا
چنانكه ميبخشيم ما براي آنانكه خطا مينمايند به ما
مپسند دخول ما را در امتحان
ليكن ما را نجات ده از بدكار
زيرا توئي بتنهائي خداي ما
كه واجب است او را مجد و اكرام تا ابد

+ نوشته شده     توسط مسیا 

با توجه به نظریاتی که طرفداران دولت کنونی در نگاه به جنبش سبز ایران داشته اند در می یابیم که آنها دو نوع دسته بندی برای جنبش سبز ها تعریف کرده اند؛ یکی غیر مذهبی بودن آنها و گسست این طیف با ریشه های سنتی و باورهای مذهبی موجود در جامعه و دیگری به اصطلاح "بالاشهری" بودن سبزها. از میان این دو نظریه، ابتدا نظریه موسوم به "بالا شهری بودن" را بررسی می کنیم و در مطالب بعد نظریه غیر مذهبی بودن جنبش را پی می گیریم.

کسی می گفت جنبش سبز، جنبش بیکاره هاست؛ پولدارهایی که غم نان شب ندارند و نمی دانند وقتشان را چه طور بگذرانند؛ آن وقت این بیکاره ها برای پر کردن اوقات فراغتشان دست به راهپیمایی، تظاهرات، اغتشاش، آشوب یا هر چه که اسمش را بگذارید می زنند."ایران فقط تهران نیست، تهران هم فقط شمیران نیست" شعاری است که جدیدا حامیان دولت آن را در بلندگوهایشان فریاد می زنند که اشاره ایست به این تفکر آنها که طرفداران جنبش سبز و مهندس موسوی را  فقط از طیف مرفهین بی درد، بیکار یا به قولی بالاشهری ها می دانند. حالا باید بررسی کرد که آیا واقعا این طرز تفکر با واقعیات موجود در جامعه قابل انطباق است یا نه و اگر هست، چرا؟ آیا دلیل آمدن این طیف به راهپیمایی های اعتراضی بیکاری یا نداشتن اوقات فراغت مناسب است یا اینکه علت را باید در جای دیگری جستجو کرد...

اگر از ابتدا در جریان وقایع اخیر بوده باشیم به یک نوع دیدگاه نظری خاص می رسیم، دیدگاهی که به ما می گوید دو دسته ای که این روزها در بستر اجتماعی ایران پدیدار شده اند، محصول تفاوت منابع دو طرف است؛ منابع خبر رسانی قابل اطمینانی که هر طیف با توجه به آن و در نظر گرفتن آن خبرها، اطلاعاتش را دسته بندی و اهداف و خط مشیش را پی ریزی می کند. پس اگر با این دیدگاه نگاه کنیم به این قضیه می رسیم که مساله اصلی تفاوت فرهنگ اطلاع رسانی در قشرهای مختلف جامعه است، تفاوت دریافت خبر و در جریان اخبار متفاوت قرار گرفتن که برای هر قشری با هر سبک زندگی خاص متفاوت است و باید در قالب مختصات فرهنگی، اجتماعی زندگی خود آنها بررسی شود.

خانواده ای به اصطلاح در "پایین شهر زندگی" می کند؛ بدون دسترسی یا با دسترسی کم به اخبار واقعی یا مغایر با آنچه بلندگوهای رسمی دولتی مطرح می کنند. این مساله می تواند دلایل متفاوتی از جمله علاقه نداشتن به پیگیری مسائل مختلف، اعتماد کافی به حکومت داشتن، احساس نیاز نکردن به دریافت اطلاعات روز و...  داشته باشد. از همین جهت وقتی بلندگوهای رسمی اعلام می کنند تورم کاهش پیدا کرده، بیکاری کم شده و ایران در قله های توسعه و پیشرفت قرار دارد، باور می کنند چون به دلیل آگاهی نداشتن از واقعیات و فقر اطلاع رسانی نمی توانند منابع دیگری داشته باشند تا طور دیگری بیندیشند. این مساله وقتی جالب تر می شود که با وجود اینکه این فقر با زندگی آن خانواده به اصلاح پایین نشین عجین شده و خودش می داند که اوضاعش تفاوتی با گذشته نکرده یا حتی بدتر هم شده، باز هم واقعیت ملموس را باور نمی کند؛ به قولی آنقدر دروغ و اخبار دروغ تکرار شده تا برای آن فرد پایین نشین نهادینه شده است که کشورش در بالاترین سطح های پیشرفت قرار دارد و همیشه در انتظار است تا این پیشرفت و زندگی بهتر و رفاه بیشتر به در خانه او هم سری بزند، اما افسوس که دروغ، دروغ و دروغ ...

وقتی که انسان در معرض خبرهای گوناگون قرار می گیرد، واقعیتی به نام تقابل خبرها به وجود می آید. در این حالت مخاطب است که خبرها را انتخاب می کند، آن خبری که به واقعیت نزدیک تر است و خودش آن را لمس کرده باور می کند؛ با عقل، شعور و فهم خود دست به انتخاب خبر می زند؛ اما وقتی که خبرها یکسویه مطرح شود امکان انتخاب از فرد گرفته می شود و فرد گریزی جز قبول خبر یکسویه ندارد. این حرکتی است که بعضی حکومت های خودکامه به آن دست می زنند که شکل آن به صورت سانسور، فیلتر، پارازیت، مجوز ندادن یا هر چه دیگر می تواند باشد تا هر چه کمتر خبرهای مختلف به مخاطبان گسترده برسد.

برای درک این شرایط زدن مثالی خالی از وجه نیست؛ تصورکنید کودکی بعد از تولد، در محیطی کاملا ایزوله قرار بگیرد و فقط با یک سری اطلاعات خاص و بدور از واقعیت تغذیه شده باشد. اینکه در بیرون از این محیط موجوداتی به شکل انسان وجود دارند ولی فقط دروغ می گویند، فریب می دهند، آدم می کشند و ... . آن کودک بعد از بیرون آمدن از محیط کنترل شده تصوری که درباره موجودات و انسان های اطرافش دارد، همان تصوری است که در محیط قبلی در او درونی کردند؛ این مفهوم القا شده می تواند با تعامل او با موجودات اطرافش و لمس واقعیات جامعه به مرور و طی فرایندهایی تغییر کند و حتی می تواند تغییر نکند. همین طور است مثل کسی که زندان رفته و او را فقط در جریان اخباری (چه کذب، چه صدق) قرار می دهند که منافعی برای خودشان دارد.

اما در فضای واقعی چه؟...

وقتی انسانی وجود داشته باشد که در جریان تمام خبرها از هر طرف قرار بگیرد؛ ماهواره داشته باشد، روزنامه بخواند، صدا وسیمای جمهوری اسلامی را نگاه بکند و در بطن جامعه هم زندگی کند، دیگر نمی توان چنین فردی را به راحتی فریب داد و با اطلاعات فریبکارانه و مغرضانه او را به سمتی مخالف آنچه واقعیت و حقیقت در آن لانه کرده اند، کشاند. با دقت به این وضع متوجه می شویم آنچه تفاوت دیدگاه سیاسی یا سطح فرهنگی یا دیدگاه اجتماعی را منجر می شود نه وجود مکان هایی به نام پایین شهر یا بالا شهر یا محلات فقیر نشین و پولدار نشین است، بلکه وجود تفاوت در رسیدن اطلاعات مختلف و حق انتخاب فرد در پیدایی حقیقت است.

* ا.ت (دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی)

----------------------------------------
مطلب منتشر شد: خبرگزاری آینده

+ نوشته شده     توسط مسیا  | 


بخواهید
که به شما داده خواهد شد
بجویید
که خواهید یافت
بکوبید
که در به رویتان گشوده خواهد شد
زیرا هر که بخواهد
به دست آورد
و هر که بجوید
یابد
و هر که بکوبد
در به رویشان گشوده شود

+ نوشته شده     توسط مسیا