تابوت بالای ماشینی بزرگ بود
میله ای نمی خواست ماشین از کوچه بیرون رود
میله ای که مخصوص دوران حصر آیت الله بود
انگار هنوز هم نمی خواست آزاد مرد را آزاد بگذارد
افراد بیت میله را کندند
انگار عقده های چندین ساله شان را گشودند
مردم فریاد زندند
"منتظری مظلوم آزادیت مبارک"

خوشابحال مسکینان در روح
زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است
خوشابحال ماتمیان
زیرا ایشان تسلی خواهند یافت
خوشابحال حلیمان
زیرا ایشان وارثان زمین خواهند شد
خوشابحال گرسنگان و تشنگان عدالت
زیرا ایشان سیراب خواهند شد
خوشابحال رحم کنندگان
زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد
خوشابحال پاکدلان
زیرا ایشان خدای را خواهند دید
خوشابحال زحمت کشان برای عدالت
زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است ...
عیسی مسیح (ع)
احتمالا این سوال کابوس شبانه مدیران سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سوال که آیا آب رفته به جوی بازخواهد گشت؟ آیا می توانند آبرو و اعتمادی که طی 30 گذشته با فراز و نشیب های فراوان به دست آورده اند و خود در این چند ماه اخیر بر آن چوب حراج زده اند را به سازمان عریض و طویلشان برگردانند؟. البته در میان احتمالات گوناگون این احتمال را هم نباید نادیده گرفت که شاید مدیران این سازمان هنوز هم در توهم اقبال 80-90% مخطبان از این برنامه و آن فیلم و آن سریال پرطرفدارشان هستند و شاید اصلا هم ادعا کنند نه تنها طی چند ماه اخیر مردم از این رسانه روی گردان نشدند بلکه آمار و ارقام ها! نشان می دهد که مردم روز به روز اعتمادشان نسبت به این رسانه دولتی بیشتر شده است. در این میان جای بررسی دارد که آیا یک رسانه می تواند آبرو و اعتماد از دست رفته خود را بازیابد و اصلا این فرایند اعتماد سازی در صورت امکان با چه ابزارهایی قابل اجرا است.
این فرض که صدا و سیمایی ها از رویگردانی مردم نسبت به خودشان غافل هستند فرض غلطی است؛ دلیل رد آن هم تغییرات گسترده شکلی در ظاهر برنامه هاست. اگر به روند تغییرات یکی دو ماه اخیر در شکل ظاهری بخش های خبری صدا و سیما دقت کرده باشیم تنها گوشه ای از تغییرات وسیع این سازمان در ارائه پیام هایش به مخاطبان را ملاحظه می کنیم. ابداع فونت جدید به شیوه شبکه (BBC Persian) ، تغییر حالات گوینده در زمان ارائه خبر، بازی با رنگ های جذب کننده مخاطب از جمله رنگ آبی (در بخش خبری 21 شبکه یک) به خاطر آرامش بخشی و آماده کردن فضا برای قبول آسان تر پیامها و رنگ سبز (در بخش خبری 14 شبکه یک) که به نظر بی ارتباط با جریانات اخیر حول جنبش سبزها و لوث کردن پیام این رنگ میان مخاطبانش نیست ، لحن صمیمانه تر مجریان اخبار برای نزدیکی بیشتر با مخاطبان، حرکات پر شور مجریان خبر و بازی با دوربین در بخش خبری 20 شبکه خبر (به شیوه برنامه نوبت شما BBC Persian) و ده ها تغییر آشکار و نهان دیگر برای انتقال راحت تر پیام ها به صورت غیر مستقیم به بینندگان و شنوندگان تعبیه شده است؛ تغییراتی که نشان از فهم مدیران این سازمان بر از دست رفتن مخطبانش و دست و پا زدنهای ناشیانه شان برای نگه داشتن همان مخاطبان به نسبت اندکش دارد. تغییراتی که در بالا ذکر شد تنها تغییرات در بخش های خبری این سازمان بود، افزایش پخش سریال های روزانه و سرگرم کننده به طوری که در حال حاظر نزدیک به 3 سریال با درجه بالای جذب مخاطب از شبکه های مختلف سیما در حال پخش است (دلنوازان، شمس العماره، مسافران)، پخش مجدد برنامه های طنز نود شبی سابق (زندگی به شرط خنده) و به خصوص پخش سریال های خارجی پرطرفدار قدیمی -مانند «پوآرو» و «ناوارو» در بخش شامگاهی شبکه یک- برای یادآوری خاطرات نوستالژیک مردم از آن سریال ها و روزهای پخش آن از اقدامات دیگر رسانه دولتی در سعی بر نگه داشتن مخاطبان خود دارد.
نکته ای که در اینجا مطرح می شود این است که آیا اقبال مردم به فیلم و سریال هایی که این روزها از صدا و سیما پخش می شود نشان از آشتی مردم با این رسانه دارد یا این اقبال ناشی از عوامل دیگری است؟
اقبال مردم به سریال و فیلم های پخش شده در صدا و سیما ناشی از آشتی آنها با رسانه دولتی نیست، شاید اگر کمی شدت پارازیت ها کمتر بود و مردم فرصت دیدن برنامه های ماهواره های فارسی زبان -به خصوص که تدارکات وسیعی برای جذب مخاطبان ایرانی در رسانه های فارسی زبان ماهواره ای انجام می گیرد و بعد از انتخابات و وقایع پس از آن این تلاش ها بیشتر شده- را داشتند، امکان این فراهم می شد که مطمئن تر در مورد این آشتی ملی و میزان اقبال مردم به برنامه های صدا و سیما صحبت کرد. همچنین نباید این نکته مهم را از نظر دور داشت که نگاه مردم به برنامه های سرگرم کننده با نگاه مردم به برنامه های خبری متفاوت است. مخاطبان می توانند برای خستگی در کردن و فارغ شدن از کار روزانه برنامه های سرگرمی رسانه دولتی را تماشا کنند اما این نگاه کردن نشان از اعتماد و قبول داشتن آن رسانه نیست کما اینکه مخاطب یک رسانه همانطور که می تواند از برنامه های سرگرمی آن استفاده کند همانطور هم می تواند در موقع پخش خبر از همان رسانه نسبت به آن بی تفاوت یا بی اعتماد باشند یا حتی یک کار ساده تر... کنترل تلویزیون را بردارد و آن را خاموش کند.
سوالی که در آخر باید به آن جواب داد این است که آیا یک رسانه می تواند با تغییرات ظاهری در ارائه پیام ها و افزایش برنامه های مخاطب پسندش تغییر و ترمیمی در ذهن مخاطبان نسبت به خود ایجاد کند یا نه؟
طبق تعریف "آلپورت" نگرش «عبارت است از آمادگی ذهنی و عصبی که با تجربه سازمان می یابد و بر واکنش های فرد در برابر تمامی اشیاء و شرایط و اوضاعی که بدان مرتبط می شوند، تاثیری هدایت بخش و پویا بر جای می گذارد.» (ساروخانی، 1370 : 47)
با توجه به تعریف بالا ناگزیر به این نتیجه می رسیم که مخاطبان رسانه دولتی با توجه به تجربه و ذهنیتی که از آن دارند واکنش های منفی نسبت به آن نشان خواهند داد؛ این تجربه و نگرش به دست آمده نه تنها با تغییرات صرف ظاهری بلکه با تغییر محتوای اساسی هم به سختی ترمیم پذیر است؛ حتی اگر دست اندکاران صدا و سیمای جهموری اسلامی تصمیم بگیرند دست از رسانه دولتی بودن بردارند و به یک رسانه ملی تبدیل شوند!
مَثل این اتفاق مثل چینی شکسته شده ایست که هر چقدر هم که سعی کنند قطعات آن را با چسب به هم بچسبانند، باز هم آن چینی یک چینی شکسته شده لقب می گیرد.
به عبارت دیگر آب رفته به جوی باز نخواهد گشت...
* "مسیا" دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی
------------------------------------------